واکنشهای دفاعی برای مقابله با شرم ناسالم

 

درمقاله قبل عنوان شد که احساس شرم حسی از پذیرفته نشدن، کوچکی ویا معیوب بودن است که سنگ زیر بنای کمبود عزت نفس و بسیاری از مشکلات عاطفی و رفتاری است. همچنین عنوان شد که به دلیل دردناک بودن رویارویی با احساس شرم ناسالم، بسیاری از افراد با روشهای گوناگون با آن مقابله می کنند. اولین روش مقابله با شرم انکار است که بحث آن مطرح شد. در ادامه کناره گیری و انزوا و کمال گرایی، به عنوان دو روش دیگر برای دفاع درمقابل شرم ناسالم مورد بحث قرار می گیرد.

کناره گیری و انزوا

کناره گیری روش دیگری است که برخی از افراد برای واکنش در مقابل شرم از خود نشان می دهند. برخی از افراد موقع شرم آسیب پذیری و درد زیادی را تحمل می کنند در این صورت فرار واکنشی عادی برای نجات است. به خاطر داشته باشید که واکنش اولیه بدنی در مقابل شرم، پایین افتادن چشمها و فرو افتادن بدن است. گاهی چنین فردی حتی ممکن است به مخاطب خود بگوید که حال خوبی ندارد و قادرنباشد به چشمان طرف مقابل نگاه کند. در این حالت او احساس کسی را دارد که برهنه است و دیگران می توانند عیبهای او را ببینند و بفهمند که او آدم ناکامل و بدی است. این فرد ممکن است صحبتهای خود را قطع کند از نظر عاطفی غیر قابل دسترس شود و یا خود را در موقعیتی قرار دهد که زیاد به چشم نیاید. گاهی به طور فیزیکی حضور دارد ولی جوری رفتار می کنند که دیده نشود. مثال آن افراد بسیار با استعدادی است که موفقیتهای خود را پنهان می کنند و از اینکه به انها اعتباری داده شود گریزانند.

گاهی این افراد شرمگینانه از جامعه کناره می گیرند و ممکن است هرکاری برای دور کردن دیگران از خود انجام دهند. ارتباط مستقیم و نزدیک با این افراد تهدید تلقی می شود چرا که آنها احساس خوبی نسبت به خود ندارند. نداشتن احساس خوب نسبت به خود کد اصلی شرم ناسالم است و دیگران را دور نگهداشتن روشی است برای محافظت از خود در مقابل تحقیر و مورد قضاوت قرار گرفتن و طرد.

کمال گرایی

دفاع بعدی در مقابل تجربه شرم، کمال گرایی است. کمال گرایی باعث وحشت از ارتکاب اشتباه می شود. زیرا اشتباه به معنی این است که او اصولا آدم به درد نخوری است. اگر فرد شکست بخورد به معنی این است که اصولا آدم شکست خورده ای است. افراد شرمگین در دوسر یک خط سفید و سیاه قرار دارند. کامل بودن یا شرمگین بودن. این جنگ شدید و بی امان در ذهن آنها باوری علیه انسان بودن است. زیرا آنها اعتقاد دارند زمانی انسان هستند که هیچ اشتباهی مرتکب نشوند و هرگز شکست نخورند اگر نه به جای مفهوم انسان، معنی شکست و ناقص بودن را به خود نسبت می دهند چرا که چرا آنها شکست رابا خود برابر می داند. این افراد نمی توانند مفهوم کامل نبودن و انسان بودن را در ذهن خود بگنجانند. در حالی است که محدودیتهای بسیاری که از اختیار ما خارج است باعث می شود که مانتوانیم کامل باشیم لذا انسان بودن به معنی کامل بودن نیست.

افراد کمالگرا، لزوما مغرور و خودپسند نیستند بلکه گاهی فکر می کنند در جای خدا نشسته اند می خواهند همه چیز کامل و بدون عیب باشد. این افراد تحت فشار شدید برای عمل کردن به شیوهای کامل و بدون نقص هستند. آنها دایم در معرض استرس و فشار روانی شدید برای رفتار کردن به شیوه بدون عیب هستند. افراد کمال گرا دایم احساس شرم را تجربه می کنند چرا که دایم احساس می کنند دیگران ناکامل بودن انها را می بینند و آنها را قضاوت می کنند و می فهمند که چقدر بی ارزش هستند.

همانطور که دیده می شود کمال گرایی یک موقعیت بدون “برد” است. مهم نیست که فرد چقدر قابلیت دارد و به چه میزان کارها را درست انجام می دهد در هر صورت احساس خوبی ندارد. کمالگرا یک قدم جلوتر از شرم برنمی دارد. او ممکن است با کار زیاد و سخت، مدت کوتاهی احساس شرم را به عقب براند ولی به زودی احساس درد و رنج ناشی ازشرم، برمیگردد چرا که او نمی داند که چگونه خودش را با وجود کاستی هایش بپذیرد. به همین دلیل است که دایم در معرض استرس و اضطراب قرار دارد و مستعد افسردگی است. ادامه دارد…..