اختلال شخصیت مرزی خاموش

سارا هرگز شبیه کسی نبود که بتوان او را برون گرا نامید او فردی بود نظاره گر بود و گوش دهنده. شاید بتوان گفت که او به نوعی خجالتی بود. به ندرت پیش می آمد که در مورد خودش چیزی را بروز دهد ولی وقتی هم این کار را می کرد به یکباره همه اسرارش را بیرون می ریخت. رابطه ها برایش خیلی مهم بود بیش از آنچه که حتی دیگرانی که در این رابطه ها بودند بتوانند حدس بزنند. او به شدت عاشق می شد ولی به دلیل این که همیشه به طرز باورنکردنی حساس بود کوچکترین نا امیدی یا مسئله ای خلق و خوی او رابه هم می ریخت و او دیگرنمی توانست از رابطه اش لذت ببرد لذا کاری می کرد که رابطه خراب شود.
اگرچه او هرگز صدایش را به واسطه خشم یا عصبانیت بالا نمی برد اما وقتی ناراحت نی شد ممکن بود به آرامی حرف تند و تیزی را به نزدیکان یا افراد مورد علاقه اش بزند که به شدت آزار دهنده باشد و آنها را شگفت زده کند و بعد از این اتفاق او به سادگی خود را کنار کشیده در خلوت خود می خزید. به دنبال این رفتار، او دچار احساس تنهایی و انزوا و شوربختی می شد. در یک وضعیت خیلی تکراری، سارا دوره هایی از افسردگی که با بی قراری همراه بود را تجربه می کرد نوعی ناامیدی عمیق که او را در خود فرو می کشید. سپس به سرعت این احساس ها، به خشم و عصبانیت می چرخید و دچارحالت هرج و مرج در احساس خود می شد.
با وجود این که 24 ساله بود هنوز هم شغلی نداشت، با مادرش زندگی می کرد، هرگز در کالج ثبت نام نکرده بود و به دنبال این کار هم نبود. دلیل این وضعیت او سردرگمی و نیز ترس او از عدم توانایی اداره کارها بود. در عین حال او دلیل مشکلاتش را رفتار دیگران می دانست و هرگز مسئولیتی به عهده نمی گرفت. او دوستان اندکی داشت و قادر نبود که با دیگران رابطه ای عمیق و طولانی برقرار کند. در روابط رمانتیک هم او چندان موفق نبود و رابطه هایش را به دلایل متفاوت ختم نموده و به دنبال آن دایم تنهایی و انزوا تجربه رامی کرد
علایمی که سارا از رفتار خود بروز می دهد نشان دهنده وجود اختلال شخصیت مرزی خاموش در او است. اختلالی که کمتر شناخته شده است و به دلیل عدم بروز خارجی علایم ، اغلب پنهان مانده و تحت درمان قرار نمی گیرد.
اختلال شخصیت مرزی چیست؟
اختلال شخصیتی مرزی در مرز بین روان نژندی و روان پریشی قرار دارد و مشخصهٔ آن‌ ناپایداری حالات عاطفی، خلق و خو، رفتار، روابط و خودانگارهٔ افراد مبتلا است. این اختلال به دو نوع کلاسیک و خاموش تقسیم می شود.
1- اختلال شخصیت مرزی کلاسیک
اگر پنج علامت از علائم زیر در فردی موجود باشد می توان او را جزو بیماران مرزی دانست.
1) کوشش‌های مهارگسسته برای اجتناب از طرد یا رهاشدگی واقعی یا خیالی.
2) الگویی از روابط بین‌فردی بی‌ثبات و افراطی که با نوسان بی‌حد آرمانی‌کردن و بی‌ارزش‌نمودن افراد مشخص می‌شود یعنی روابط مبتی بر عشق و نفرت.
3) آشفتگی هویت؛ بی‌ثباتی بارز و مستمر در خودانگاره یا درک خویشتن،
4) تکانش‌وری و رفتارهای خود تخریبی مانند خرج‌کردن افراطی، سوء‌مصرف‌مواد، رانندگی بی‌پروا یا پرخوری.
5) رفتار خودکشی وتهدید‌ به خودکشی یا رفتارهای خود‌آسیب‌زای مکرر.
6) بی‌ثباتی عاطفی ناشی از واکنش‌پذیری خلقی آشکار. برای نمونه ناراحتی و اندوه دوره‌ای‌ شدید، تحریک‌پذیری یا اضطراب که معمولاً چند ساعت طول می‌کشد و تنها در موارد نادر بیش از چند روز پایدار می‌مانند.
7) احساس‌ مزمن پوچی.
8) خشم نامناسب و شدید یا اشکال در کنترل خشم. برای نمونه، بروز مکرر عصبانیت، خشم مستمر و نزاع‌های بدنی مکرر.
9) اندیشه‌پردازی سوء ظنانه و بدبینی گذرا و مرتبط با فشار‌ روانی.

2-اختلال شخصیت مرزی خاموش
افراد مبتلا به اختلال شخصیت خاموش مانند سارا به ندرت رفتارهای شدید و پرخاشگرانه از خود بروز می دهند در عوض این احساسات را درون خود می ریزند. به این صورت که در درون خود نوعی خشم و دشمنی را می پرورانند و به جای این که با حرفها و رفتارهایشان دیگران را آزار دهند، احساساتشان را به صورت خود تخریبانه ای به درون افکنده و به صورت بالقوه نگه می دارند. این درون ریزی دایمی خشم و احساسات منفی باعث می شود که این تیپ شخصیتی به عنوان اختلال شخصیت شناسایی نشود در حالی که مدام در حال تجربه خاموش رنج و درد و یاس است.
از جمله علایمی که می تواند معرف این اختلال باشد عبارت است از:
1- احساس انزوا و تنهایی و فقدان ارتباط با دنیای بیرون.
2- عدم ثبات خلق و روحیه و صرف کردن وقت و انرژی زیاد برای توجیه و انکار بی ثباتی.
3- احساس اعتماد به نفس در یک لحظه و احساس ناتوانی در لحظه ای دیگر.
4- احساس عدم استحقاق عشق و دوست داشته شدن در عین نیاز به آن.
5- عدم اطمینان از احساس خود، این مشکل در همه انواع شخصیت های مرزی مشترک است مشکل دسته خاموش این است که این واقعیت را از افراد نزدیک و کسانی که دوست دارند پنهان می کنند که این امر خود به خود باعت انزوا و دور شدن آنها می شود.
6- هراس از نزدیک شدن به دیگران به دلیل تجربه طرد و یا سوء استفاده دوران کودکی. تلاش برای طرد شدن و یا راندن دیگران به محض احساس نزدیکی با دیگران.
7- دروغگویی و دستکاری دیگران نه به منظور کنترل آنها بلکه به منظور دور کردن آنها از خود.
8- تفکر سیاه و سفید و افکار خود تخریبگرایانه .
در نهایت این که:
نکته بسیار مهم در مورد اختلال شخصیت مرزی خاموش این است که برخلاف نوع کلاسیک، این افرد علایم خود را به درون می افکنند ویا حتی وقتی با آن رو به رو می شوند آن را انکار می کنند لذا شناسایی آنها برای دیگران و حتی برای خودشان نیزدشوار است. این دسته افراد اغلب به دلیل مشکلات ارتباطی به مراکز مشاوره و روان درمانی مراجعه می کنند وتنها یک درمانگر متخصص با تجربه می تواند و این افراد را از روی علایم شناسایی و روشهای درمان مناسب با اختلال را پیشنهاد کند.