بی اعتمادی

یعنی منتظرید مردم شما را آزار دهند یا مورد سوء استفاده قرار گیرید. فکر می کنید با خیانت، دروغ، به بازی گرفتن، تحقیر، آسیب بدنی یا بهره کشی از شما سوء استفاده می شود. اگر در دام این تله هستید شما پشت دیوار بی اعتمادی پنهان می شوید تا خود را حفظ کنید. شما هرگز اجازه نمی دهید دیگران به شما خیلی نزدیک شوند. به نیت دیگران شک دارید و بدترین فرضیات را در باره انگیزه های آنها در ذهن خود می بافید. حتی از ارتباط نزدیک با دیگران پرهیز می کنید و زمانی که در یک رابطه هستید رابطه تان سطحی بوده و خود را برای دیگری باز نمی کنید. و یا رابطه ای را شکل می دهید که در آن افراد درگیر ، با شما بد رفتاری می کنند و سپس نسبت به آنها احساس خشم ، عصبانیت و کینه پیدا می کنید.
بی اعتمادی و تجربه سوء¬ استفاده
سوء¬استفاده یک ترکیبی پیچیده ای از احساس¬های درد، ترس، خشم، عزاداری و غم و اندوه است. احساسهای شدید پنهان شده مانند جوشش زیر سطح است. گاهی وقتی با مراجعین هستم این احساسهای قوی را متوجه می شوم. حتی با وجود اینکه به نظر آرام می¬رسند می¬توان هیجانات آنها را متوجه شد. آنها در شرایطی هستند که انگار آماده¬اند که آب جمع شده پشت سدشان ناگهان سد را بشکند. در این صورت ناگهان شروع به گریه می¬کنند. مثلاً اگر از دست همسرشان خشمگین باشند ناگهان اشکشان سرازیر می¬شود. یا گاهی بدون مقدمه رابطه خود را قطع می¬کنند یا تلاش می¬کنند فرد دیگری شوند، کسی غیرواقعی که ارتباطش با خودش هم قطع شده، در این حالت فرد دچار بی¬حسی عاطفی می¬شود. این عادت نوعی فرار روانشناختی از سوءاستفاده است. این گونه افراد تجربه دردناکی از رابطه دارند. آنها به جای احساس آرامش و امنیت، دررابطه احساس آسیب پذیری، خطر و غیرقابل پیش بیینی بودن دارند. این گونه افراد احساس می کنند دیگران به آنها صدمه می زنند، به آنها خیانت می کنند و یا مورد بهره¬کشی قرار می گیرند. در این صورت فرد حس می کند که باید در مکان امن خود باقی بماند چرا که اعتماد به دیگران برای او دشوار است حتی اعتماد به نزدیکان هم دشوار است. در حقیقت کسی که بیشتر به او اعتماد دارد کمتر قادراست به او اعتماد کند.
اگر شما هم چنین وضعیتی را تجربه می کنید فرض این را دارید که دیگران به شکل مخفیانه ¬به شما صدمه می زنند و حتی وقتی کسی با شما رفتار خوبی دارد باور ندارید که نیت او خیر است و به دنبال دلایل پنهانی آن می گردید. در این صورت دائم احساس می کنید برای محافظت از خود باید گوش به زنگ لحظه¬ای باشید که یک نفر به شما بپرد چرا که دائم احساس تهدید می¬کنید و این باعث می شود که به تدریج به دنیای خود و در محیط امنی بخزید. دائم در حال نگاه کردن دور و بر خود و انتظار حمله به سر می برید. این حالت می تواند نسبت به کل دنیا باشد یا در رابطه با یک فرد خاص باشد.
تجربه های کودکی
طریقی که سوءاستفاده کودکی خود را به خاطر می¬آورید خیلی مهم است شما ممکن است همه چیز را یه خاطر آورید و این خاطره¬ها دائم در ذهن شما رفت و آمد کند و هر چیزی یادآور آن خاطرات تلخ باشد. مثلاً اگر مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته¬اید، هر نوع سکسی می تواند حس سوء¬استفاده را برای شما ایجاد کند.
یا ممکن است تصویر روشنی از خاطرات سوء¬استفاده دوران کودکی نداشته باشید و چیزی مانند چسب زخم روی جراحت-های کودکی شما را پوشانده باشد در این صورت همه کودکی شما در هاله مبهمی از رنج و درد، مه¬آلود به نظر می¬آید. ممکن است جزییات دردها را به یاد نیاورید ولی کابوسها و خوابهای شبانه، خیال¬پردازی¬های مملو از خشونت¬، تصویرهای ناخوانده ذهنی ناگهان شما را به سمت احساس ناراحتی سوق ¬دهد. گاهی بدن شما این خاطرات را به یاد شما می¬آورد حتی اگر خودتان نخواهید.
گاهی ممکن است حالت بازگشت ناگهانی به خاطرات گذشته داشته باشید و درست احساسی را پیدا کنید که زمان وقوع سوء¬استفاده اتفاق افتاده، حس می کنید به آن زمان برگشته¬اید که این احساس می¬تواند رابطه امروز شما را نیزخراب کند. این همان برون¬ریزی و رفتاری است که در کودکی می¬کردید. در این شرایط بروزاضطراب و افسردگی خیلی زیاد است. ممکن است احساس ناامیدی در مورد زندگی خود داشته باشید. احتمالا حس اعتماد به نفس و عزت نفس پایین دارید و یا احساس نقص و عیب را تجربه می کنید.
ریشه¬های بی اعتمادی
1. کسی از اعضای خانواده¬تان شما را در کودکی از نظر جسمی مورد سوءاستفاده قرار داد.
2. کسی از اعضای خانواده از نظر جنسی از شما سوء¬استفاده کرده است یا نقاط حساس سکسی بدن شما را لمس کرده است.
3. کسی از اعضای خانواده به طور مکرر شما را تحقیر یا سرزنش کرده و یا با شما بد رفتاری کلامی داشته است.
4. کسی از اعضای خانواده قابل اعتماد نبوده، مثلاً خیانت می کرده، ویا رفتارهایی مانند دروغگویی، بدقولی، بهره برداری، و یا انگشت گذاشتن رو ینقطه ضعفهایتان را داشته است.
5. کسی از خانواده از دیدن رنج و درد شما لذت می¬برده.
6. با وجود تلاش شما برای انجام کارها، دائم مورد کتک و تنبیه قرار می¬گرفتید.
7. یکی از والدین دائم هشدار می¬داده که به افراد غیر از فامیل اعتماد نکنید.
8. یکی از اعضای خانواده با شما ضدیت می¬کرده.
در نهایت این که:
بی اعتمادی رنجی جانکاه است که با دیدن جهانی ناامن و انسانهایی که دایم به دنبال سوء استفاده هستند ممکن است فرصت مراجعه به درمانگر را هم از فرد سلب کند. از آنجایی که درگیری در این تله به زخمهای شدید دوران کودکی برمی گردد و تاثیرات وخرب آن، هم خود فرد و هم اطرافیان را مورد آزار قرار می دهد لازم است که برای درمان آن حتما از یک متخصص با تجربه کمک گرفته شود