هوش هیجانی و جامعه ایرانی

ایرانیان مقیم کانادا از نظر هوش شناختی در سطح بالایی قراردارند با این وجود به نظر می رسد تا رسیدن به جایگاه واقعی خود درجامعه راه درازی در پیش دارند. آنچه جامعه ما برای پیمودن این راه نیاز دارد دانش صرفا فنی و تخصصی نیست بلکه توانش دیگری است که به آن هوش هیجانی می گویند.
مقدمه
با کمی نگاه به دور و برخود و یا مرورخاطرات گذشته با به یاد آوردن دوستان و آشنایان باهوش خود چند خصیصه بارز آنها را می توانید در ذهن خود مرور کنید. ، به احتمال زیاد این افراد با کمترین تلاش ، بالاترین نمره‌ها را در مدرسه کسب می کردند. بسیاری از آنها شغل‌های خوبی دارند، ولی در ارتباط با همکارانشان همیشه موفق نیستند. و با اینکه دوستان زیادی دارند ولی روابط جدی شخصی‌شان اندک است. گاهی با وجود موفقیت در زمینه های علمی و تحصیلی ممکن است از نظر حرفه ای و یا خانوادگی کامیابی چندانی نداشته باشند. به احتمال زیاد بارها از خود پرسیده اید به راستی این افراد با هوش سرشاری که دارند، به چه دلیل نتوانسته اند در عرصه های مهم زندگی خودتوفیق یابند؟
حال به چند نفر از موفق‌ترین افراد در زندگی تان فکر کنید سعی کنید به خصیصه‌‌های مشترکی که آنها با یکدیگر دارند توجه کنید. بی‌شک، دایره دوستان این افراد بزرگ و متنوع است. ارتباطات شغلی و شخصی‌شان قوی و زندگی خانوادگی شان مملو از افتخار و کامیابی است. آنها نسبت به دیگران ، حتی نسبت به کسانی که تازه ملاقات می‌کنند، علاقه نشان می‌دهند.
آنها رضایت بیشتری از زندگی خانوادگی و شغلی خود دارند، احترام همردیفانشان را برمی‌انگیزند و به خاطر خوب انجام دادن مسئولیت شغلی‌شان ، از سرپرست خود امتیاز و ترفیع می‌گیرند. آنها عواطفشان را بدون ریاکاری و احساساتشان را بدون نخوت بروز می دهند. اعتماد به نفس این افراد عاری از تکبر، غرور و خودنمایی است. حتما بارها با خود اندیشیده اید که تفاوت این دودسته افراد در چیست؟ دسته اول افرادی با هوش بسیار زیاد و نه چندان موفق و راضی و دسته دوم چه بسا افرادی با هوش متوسط ولی موفق و خرسند.
پاسخ این سوال در یک واژه خلا صه می شود” هوش هیجانی”. سالها بود که محققین علوم رفتاری در این اندیشه بودند که علت اصلی موفقیت افراد در چیست؟ تا این که به این نتیجه رسیدند که هوش عمومی تنها پیش بینی کننده ۲۰% موفقیت افراد است و ۸۰% سهم این پیش بینی مر بوط به توانایی دیگری است که هوش هیجانی نام دارد.
هوش هیجانی چیست؟ چه فرقی با هوش عمومی دارد؟
هوش عمومی یا هوش شناختی عبارت است از مهارت های کلامی، دانش فنی و مهارت های ریاضی و توانایی فرد برای یاد آوری تفکر منطقی و انتزاعی در حالی که هوش هیجانی مجموعه‌ای از شایستگی‌ها و توانایی‌هایی وسیع و قابل افزایشی است که ما را قادر می سازد تا کنترل خود را به دست گیریم و از احساسات و هیجانات دیگران نیز آگاه باشیم. به بیان ساده ، هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از هیجانات و قابلیت ها است، هوش هیجانی یعنی بهره بردن از منبع بی کران هیجانات در جهت دستیابی به خواسته ها و اهداف خود و جامعه.
ابعاد هوش هیجانی:
خودآگاهي:
به معنی شناخت نقاط قوت و ضعف خود است و خودآگاهي هیجانی یعنی تشخيص احساس، در همان زمان كه در حال وقوع است، این بعد, بخش مهم و كليدي هوش هيجاني را تشكيل مي دهد و تاثیر آن توانايي کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسها است که، نشان دهنده درک خويشتن و بصيرت روان شناسانه است. افرادی كهدرجه اي بالا از خود آگاهي دارند، با خود و ديگران صادق هستند و مي دانند كه چگونه احساسهايشان بر آنها، ساير مردم و عملكرد خانوادگی و شغلي‌شان تاثير مي گذارد. آنها با يك احساس قوي از خودآگاهي و اعتماد به نفس در استفاده ازقابليتهايشان كوشا هستند و مي دانند چه وقت، کجا و چگونه احساساتشان را بروز دهند که حد اکثر فایده را برای خودشان و دیگران داشته باشد.
مدیریت احساسات و عواطف:
كنترل و اداره احساسات مهارتي است كه بر پايه خود آگاهي شكل مي گيرد. افراد با هوش هیجانی بالا افرادی هستند که ضمن مهار هیجانهای خود و با اداه کردن آنها، قادرند محيطي سرشار از اعتماد و انصاف خلق كنند. انسانها چه در محیط شغلی و چه در محیط خانوادگی هر لحظه با تغییرات و محرکات بیرونی رو به رو هستند فقط افرادي كه بر هيجانهایی مانند خشم، استرس، عصبانیت و … تسلط يافته اند، قادر به انطباق با اين تغييرها هستند.
انگيزش:
هدايت احساسها در جهت هدف خاص، براي تمركز، توجه و ايجاد انگيزه در خود بسيار مهم است. كنترل احساسها زمينه ساز هر نوع مهارت وموفقيت است و كساني كه قادرند احساسهاي خود را به موقع برانگيزانند، در هر كاري كه به آنان واگذار شود، سعي مي كنند مولد وموثر باشند. این دسته افراد شور و احساسات خود را صرف اهداف خاص نموده و برای رسیدن به این اهداف انرژی صرف می کنند و درنتیجه به آن می رسند.
همدلی:
توانايي ديگري كه براساس خودآگاهي هيجاني شكل مي گيرد، همدلي با ديگران است كه نوعي مهارت مردمي محسوب مي شود. افرادی که دارای توانایی همدلي هستند سعي مي كنند با درک احساسات دیگران با آنها همراه شوند این مهارت کلیدی نیز، یکی از رموز موفقیت در زندگی زناشویی، خانوادگی و حرفه ای است. این افراد در مواقع تصمیم گیری احساسهاي همسر، فرزندان و همکاران خود را همراه با ساير عوامل موثر، در نظر مي گيرند. در امر مدیریت، امروزه همدلي به عنوان جزئي از فنون بسیار مهم رهبري به شمار می رود، رهبران همدل بيشترين همدردي را با افراد اطرافشان نشان مي دهند. آنها دانش خود را براي پيشرفت سازمان به روشهاي ظريف اما با اهميت استفاده مي كنند. همچنین همسران و والدین همدل، توانایی بیشتری در برقراری رابطه دوستانه در خانواده دارند.
مهارت هاي اجتماعي يا تنظيم روابط با ديگران:
هنر ارتباط با مردم یا کار گروهی به مقدار زيادی، مهارت كنترل و اداره احساسهاي ديگران است. اين مهارت نوعي توانايي است كه محبوبيت، قوه رهبري و نفوذ شخصي را تقويت مي كند. افرادی که داراي سطوح بالاي هوش هيجاني مي باشند اغلب با روحيه هستند. افراد توانمند در برقراری و حفظ روابط اجتماعی قادر هستند که ضمن بهره بردن از منابع بالقوه دوستان و نزدیکان خود، در جهت دستیابی به موفقیت آنها نیز، مفید فایده باشند. اين افراد در مديريت گروهها ماهر هستند. مهارتهاي اجتماعي مي تواند به عنوان یکی از كليدهای مهم موفقیت و رضامندی افراد در عرصه های مختلف زندگی باشد.
هوش هیجانی و جامعه ایرانی:
همگی ما اذعان داریم که ایرانیان مقیم کانادا نسبت به سایر مهاجرین ازنظر تحصیلی، دانش فنی و تخصصی در سطح بالایی قرار دارند. با توجه به این امر، انتظار می رود که از نظر موقعیت اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی نیز در جایگاه برتری نسبت به دیگر جوامع قومی قرارداشته باشند. با این حال به نظر می رسد دستیابی به این جایگاه شایسته و در خور، نیازمند تغییراتی در این جامعه است. آنچه جامعه ایرانی مقیم کانادا از کمبود آن رنج می برد، هوش شناختی با وجود جایگاه ارزشمند آن نیست. بلکه کمبود مهارتهای هوش هیجانی است. به همین دلیل است که ایرانیان مقیم کانادا با وجود دارا بودن قابلیت های هوش شناختی در جایگاه واقعی خود قرار ندارند. ما ایرانیان به عنوان یک اقلیت قومی نیاز داریم خود رابهتر بشناسیم و با درک درست از نقاط قوت و ضعف خود و هیجانهای ناشی از غرور نسبت به گذشته تاریخی و یا دانش فنی خود ، در جهت مهار این احساسها گام برداریم. مانیاز داریم با هدف گذاری های مرحله ای، انرژی جامعه را برای دستیابی به اهداف همگانی، بسیج نموده و انگیزش کافی برای حرکت به سوی ارتقای جایگاه خود در بین دیگر جوامع فراهم نماییم.
ما بیش از هر زمان نیاز به درک همدلانه از یکدیگر داریم. اعضای خانواده با درک صحیح از پدیده مهاجرت و اثرات آن روی انسانها می توانند به همدیگر در عبور از بحرانهای مرحله گذار مهاجرت، کمک کنند. همچنین مهاجران قدیمی، که جایگاه تثبیت شده تری دارند با نگاه همدلانه به هموطنان خود می توانند به دیگران در عبور از مراحل دشوارتا یافتن جایگاه واقعی، یاری رسانند. همچنین ما نیاز داریم که مهارتهای اجتماعی خود را گسترش داده ضمن تقویت کار گروهی، توانش های بالقوه جامعه ایرانی را به فعل تبدیل کنیم. وقت آن رسیده است که با کنترل هیجانهای ناشی از سوء تفاهمات قومی، مذهبی، سیاسی و … دور هم گرد آییم و دست در دست هم جایگاه خود را به عنوان یک ایرانی در جامعه تثبیت کنیم. همه نکات گفته شده حکایت از این دارد که مانیاز داریم هوش هیجانی که یک مهارت قابل آموزش است در خود افزایش دهیم.