بحران نیمه راه زندگی(۲)

صرف نظر از این که عوامل بیرونی چقدر می تواند عبور از مرحله نیمه راه زندگی را دشوارکند، فرایندی درونی وجود دارد که فرد از آن عبور می کند. اگرفردی بحران این مرحله را نشناسد ممکن است تصمیمات عیر منطقی بگیرد که بعدا دچار پشیمانی شود. مانند از دست دادن زندگی زناشویی یا امنیتی که سالها با دست خود ساخته است.
چرا فرد دچار بحران می شود
افرادی که به اهداف و رویاهای خود دست می یابند کمتر این بحران را تجربه می کنند زنان یا مردانی که قادرند نیازهایشان را پاسخ دهند و درعین حال می توانند نیازهای همسر خود را پاسخ دهند راحت تر این مرحله را طی می کنند. در عوض افرادی که بیشتر عمر خود را صرف دیگران کرده اند و کمتر به فکر مراقبت از خود و پاسخ به نیازهای خود بوده اند بیشتر بحران این مرحله را تجربه می کنند. اگر همسر شما زیاد کارمی کند و بیشتر وقتش را با خانواده می گذراند و کمتر به خودش می رسد و هیچ وقت اختصاصی برای خودش ندارد، بیشتر امکان دارد وارد بحران این مرحله شود. اگر همسر شما بیشتر روزهایش را با بچه ها می گذراند غذا می پزد، تمیز می کند و به نیازهای خانواده می پردازد قبل از این که نیازهای خودش را در نظر بگیرد در خطر است. اگر او هیچ علاقه ای به خارج از خانه ندارد، نه شغلی و نه رویایی که آن را دنبال کند در خطر بحران میانسالی است.
تفاوت زن و مرد در بحران نیمه راه زندگی
اغلب مردم تصور می کنند که این بحران مختص زنان است در حالی که این بحران مربوط به هر دوجنس است ولی به گونه های متفاوت.
مردان زمانی از نیمه راه زندگی عبور می کنند که به سنی می رسند که می فهمند که زندگی در حال برای آنها در حال گذاراست بنابراین دچار ترسهای زیر می شوند از جمله:-ترس از تغییرات ناشی از بالا رفتن سن -ترس از بیماری – ترس از دست دادن جذابیت جنسی- ترس از نرسیدن به اهدافی که برای خود داشته است و ترس از مرگ
درمقابل زنان وارد بحران میانسالی می شوند درحالی که در می یابند اکنون فرصتی را پیداکرده اند که قبلا نداشته اند. فرزندان بزرگ شده اند، او و شوهرش هردو سخت کارکرده اند و مشکلات اقتصادی پشت سرگذاشته شده اند و او اکنون وقت بیشتری برای خود دارد. او وارد دوران یاسگی شده و تغییرات جسمی و روانی تازه ای را تجربه می کند. او از خود می پرسد زندگی اش را چگونه گذرانده است و این که آیا باید روشش را تغییر دهد یا نه؟
بعضی از افراد این مرحله را به راحتی طی می کنند و برخی با دشواری بیشتر. افراد ضمن عبور از این مرحله تغییرات درونی را تجربه می کنند که هم نتایج مثبت و هم نتایج منفی در بر دارد. هر بحرانی می تواند به عنوان فرصتی برای رشد باشد همسر شما فردی است که قادر است به درون خود نگاه کندو می تواند تغییرات را به سمتی سوق دهد که برای هردوی شما سودمند باشد.
اگر شما همسر فردی هستید که در حال عبور از این بحران است خویشتن داری به خرج دهید تا از این مرحله عبور کند. اگر بحران همسر شما همراه با ارتباط خارج از ازدواج است و یا می خواهد طلاق بگیرد و شما نمی دانید چه باید بکنید. صبر و حوصله پیشه کنید چون فشارهای شما باعث نمی شود که او از این مرحله با سرعت بیشتری عبور کند و یا شخص دیگری بشود بلکه شما باید راهی در پیش بگیرید که بتوانید از این رودخانه پرتلاتم با سلامت عبور کنید.