چه کنیم که در ارتباط با فرزندمان دچار پشیمانی نشویم

چه کنیم که در ارتباط با فرزندمان دچار پشیمانی نشویم
آیا تا به حال برای شما پیش آمده که چیزی به فرزندتان گفته باشید که بعدا به خاطر آن خود را سرزنش کرده باشید؟
تقریبا غیر ممکن است که شما فرزندان را از خود جدا کنید حتی اگر او در مقابل شما جبهه گرفته باشد. هر والدی ممکن است هراز گاهی از دست فرزند خود عصبانی شود و چیزهایی بگوید که بعدا از گفته خود پشیمان شود و به خود بگوید کاش هرگز این کلمه را نمی گفتم. اگر می خواهید وارد این مرحله نشوید راه حل این است که خودتان را در چنین شرایطی کنترل کنید و چیزی نگویید که بعدا مایه پشیمانی شود. اگرچه حرف زدن در مورد این مسایل خیلی آسانتر از عمل به آن است با این وجود کنترل خود، مهارتی است آموختنی.
نکته ای که خیلی باید نسبت به آن حساس باشید این است که حرفی که از دهان شما به سادگی بیرون می آید به سختی از گوش فرزند شما بیرون می رود
حرفهایی که نباید گفته شود:
۱- این مسخره است تو چطور می توانی نسبت به فلان مسئله اینقدر ناراحت باشی
اگر شما فرزند نوجوانی داشته باشید گاهی ممکن است ببینید که او از چیزهایی ناراحت می شود که از نظر شما بی اهمیت است.گاهی میزان واکنش او شما را شگفت زده می کند. مثلا ممکن است به دلیل این که دوست دخترش به او جواب نداده است در را به هم بکوبد و ساعتها غمگین باشد. در چنین مواقعی هرچند رفتار او ممکن است مسخره به نظر برسد تلاش کنید از بی ارزش دانستن موضوع پرهیز کنید زیرا بی اهمیتی و یا نادیده گرفتن احساس او نه تنها باعث حس تنهایی در او می شود بلکه او را عصبانی تر و هیجانی تر می کند.
۲-تو مثل پدر/ مادر هستی
اگر اغلب اوقت پدر/مادر مورد انتقاد قرار میگیرد ویا از او به خوبی یاد نمی شود، تشبیه کردن فرزند به او نمی تواند مفهوم مثبتی همراه خود داشته باشد. تشبیه کردن کودک به فرد نا محبوب باعث سرافکندگی و عصبانیت او می شود. حال اگر از همسرتان جدا شده باشید فرزندتان ممکن است فکر کند که به زودی از طرف شما طرد شده، دچار احساس نا امنی می شود.
۳-هیچ موقع کاری را درست انجام نمی دهی
هرکسی اگر بی دست و پا و بی مصرف خطاب شود به هم می ریزد این الفاظ باعث خجالت و سرافکندگی فرد می شود.اگرچه برخی فکر می کنند با به کاربردن این کلمات، برای دیگران انگیزه ایجاد می کنند یا آنها را به اطاعت وا میدارند. ولی به واقع این الفاظ باعث سرپیچی بیشتر و پس زدن بچه ها می شود و باعث می شود که آنها قدرت تصمیمی گیری را در آینده از دست بدهند. گاهی نیاز هست که به فرزندانمان اشتباهاتش را گوش زد کنیم تا او در سدد اصلاح بر آید این مقوله با تحقیر کردن متفاوت است. کاربرد این جمله ها، به جای این که پاسخگویی را در بچه پرورش دهد باعث ایجاد شرم همراه با بی ارزشی خواهد شد.
۴-کاش هرگز فرزتدی نداشتم.
کاملا قابل درک است که بعد از یک روز سخت جدال با بچه ها گاهی با خود فکر کنید کاش هرگز فرزندی نداشتید. نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که این احساس گذرا است بنا برا این حرفی را به زبان نرانید که بعدا پشیمان شوید. این جمله می تواند اساسا رابطه شما و فرزندتان را دچار بی ثباتی کند. چرا که او احساس می کند چیزی برای از دست دادن ندارد پس بدر رفتار تر می شود.
۵- دیگه کاری به تو ندارم
گاهی آنقدر از دست فرزندمان خسته می شویم که تسلیم می شویم و تصمیم می گیریم او را به حال خودش رها کنیم. گفتن این جمله نوعی احساس طرد و بیکسی را به بچه منتقل می کند و با عث لطمات دراز مدت به رابطه می شود. توجه داشته باشید شما اکنون از فرزند خود مراقبت می کنید، به او غذا می دهید؛ به او لباس می پوشانید به فکر سلامت او هستید. وقتی می گویید دیگه کاری به تو ندارم مفهوم ضمنی آن این است که ممکن است دیگر این کارها را برای تو انجام ندهم که این امر باعث ایجاد وحشت، اضطراب؛ واحساس نا امنی در کودک می شود.
۶- من هم از تو متنفرم:
گاهی فرزندتان ضمن دعوا ممکن است به شما بگوید من از او متنفرم اگر شما هم بلافاصله این جمله را تکرار کنید که دعوا را ببرید بدانید که شما از قبل بازنده هستید. این نکته را در نظر بگیرید که شما هم ردیف فرزندتان نیستید که با او مسابقه بدهیدبا گفتن این جمله فقط خودتان را در حد او پایین می آورید و اجازه می دهید او هم در همین حد به شما نگاه کند وحس کند پس می شود چنین حرفهایی را ردو بدل کرد.اگر زمانی به فرزندتان ضمن یک بگو مگوی داغ این حرف را زدید بعدا که اوضاع آرام شد برگردید و از او عذر خواهی کنید و برای او دوستانه توضیح بدهید که در آن لحظه چقدر عصبانی بوده اید.
راه حل ها
ما به عنوان والد ابزارهای روانشناختی زیادی در مقابل فرزندان خود داریم ولی اغلب اوقات وقتی عصبانی می شویم فراموش می کنیم که چه توانایی هایی داریم.
۱- یک نفس عمیق بکشید
وقتی تنش خیلی بالا است تنفس عمیق کمک می کند که آرام شده کمی مکث کنیم این توقف کوتاه به ما این امکان را می دهد که به کلماتی که می خواهیم بگوییم فکر کنیم و سنجیده تر حرف بزنیم
۲- دوباره تمرکز کنید
سعی کنید به جای افتادن در دام هیجانات غیر قابل کنترل به موضوع اصلی دعوا فکر کنید. اگر قرار است پسرتان تکالیفش را انجام دهد و شما وارد بگو مگو شده اید به جای واکنش در مقابل پرخاشگری او، روی انجام تکالیفش تمرکز کنید. مثلا بگویید فعلا نمی خواهیم در موردعشق و تنفر حرف بزنیم انچه الان مهم است تکلیف ریاضی تو است.
۳-به جای حرف زدن عمل کنید
اگر ضمن بحث با کودک احساس کردید وارد موضعی شده اید که ممکن است که نا خواسته حرفی نامناسب بزنید، فوری صحنه را ترک کنید چرا که قصد شما دعوا نیست بلکه اصلاح است لذا بگویید الان نمی خواهم در مورد این مسایل حرف بزنم اتاق را ترک کنید و در شرایط آرامتر به موضوع بپردازید و خواسته های خود را عملی کنید.
۴-متوقف کردن خود را تمرین کنید
ممکن است از خود بپرسید چگونه می توانم گفتن این جملات را متوقف کنم. سعی کنید به رابطه خود و فرزندتان به عنوان یک فرایند درازمدت نگاه کنید. مثلا به بیست سال آینده فکر کنید دوست دارید در آن زمان رابطه شما چگونه باشد. لذا برای جلوگیری از لطمات دراز مدت به رابطه، سناریوهای تکراری مشاجرات را برای خود ترسیم کنید و مشخص کنید که در مقابل هر حرف یا حرکت نادرست فرزندتان چه واکنش منطقی بروز دهید سپس این سناریو ها را تمرین کنید.
سخن آخر این که در ارتباط با کودکان مانند هر رابطه نزدیک دیگری گاهی انسان ها به مرحله ای می رسند که حرفهایی را به هم می زنند که هرگز مایل نبوده انددر چنین مواقعی اشکالی ندارد گه برگردیم و عذر خواهی کنیم و توصیه های عنوان شده را به کار گیریم که دگر باره دچار پشیمانی نشویم.