پاسخ به سوالات شما توسط مشاور متخصص در امور خانواده و روان درمانی(۱)

یکی از دوستان من زن جوانی است که همسر مرد ثروتمندی شده است این زن از همه نظر به همسر خود وابسته است. از نظر اقتصادی اجتماعی و حتی می توانم بگویم عاطفی از طرف دیگر شوهر این زن مرد زورگویی است و او را محدود می کند مثلا او حق ندارد هرگونه لباسی بپوشد، هرجایی برود و یا هرکار دوست دارد بکند این زن هم راضی است و متوجه نیست چه ظلمی بر او می رود من هر موقع آنها را می بینم خیلی ناراحت می شوم به نظر من این زن باید جدا شود نظر شما چیست؟ قبل از پاسخ به این سوال لازم میدانم تعریف جامعی از خانواده ارایه کنم. از نظر دیدگاه سیستمی خانواده مجموعه ای است متشکل از اجزای به هم پیوسته که این اجزا با هم در ارتباطند بر هم تاثیر می گذارند و از هم تاثیر می پذیرند و نیز با هم تغییر می کنند. هدف این سیستم ایجاد تعادل در کل برای حفظ آن است .۱- بر اساس این تعریف کنش و واکنش متقابل بین زن و شوهر در خانواده به گونه ای رابطه تکمیلی است که به تعادل پدیده برای ادامه حیات آن کمک می کنند. البته تعادل همیشه به معنی سلامتی نیست گاهی اوقات مجموعه می تواندحول محور یک مشکل به تعادل برسد که نوعی تعادل بیمارگونه است که به بقای سیستم کمک می کند. حال اگر فردی به عنوان یک دوست و یا حتی کارشناس، بدون در نظر گرفتن قابلیت های موجود در خانواده برای تغییر دست به مداخله بزند، صرفا ساختار را به هم می ریزد بدون این که کمکی به باز سازی آن بکند درست مثل پزشکی که قصد جراحی عضوی از بدن را دارد و بدون بررسی درست علائم و علتهای بروز بیماری، ارزیابی قابلیتهای بیمار برای جراحی، عوارض بعد از جراحی و پیش بینی های لازم و بدون آماده کردن او، دست به عمل جراحی بزند از نظر شما شانس موفقیت این عمل جراحی و بهبودی بیمار چقدر خواهد بود؟ در مورد نمونه مطرح شده هم وضع بدین منوال است اگر کسی قادر به ارزیابی درست از مسئله و چگونگی مداخله و نیز خدمات بعد از مداخله نیست از نظر متخصصین اجازه دخالت در این امر را ندارد. همیشه چند فرض اساسی را هنگام تصمیم گیری برای مداخله باید در نظر گرفت و آن این که مداخله کننده در چه مقامی است چقدر قدرت وتخصص دارد؟ سیستم تا چه اندازه آماده تغییر است و این که اگر این زن به تنهایی مخاطب قرار گرفته و تشویق شود که از سیستم خانواده خارج شود با چه عوارضی رو به رو خواهد شد؟ آیا این عوارض به نفع او است یا به ضرر او ؟ ۲- تحقیفات نشان می دهد که زنان تک سرپرست جزو فقیرترین اقشار جامعه هستند. کشیدن بار اقتصادی مسئولیت تربیت و اداره فرزندان از یک سو و احساس تنهایی و غربت از دیگر سو زن را از هر نظر تحت فشار قرار می دهد. تشویق زنان به طلاق بدون آمادگی های قبلی در واقع رو به رو نمودن آنها با پدیده فقر است و همانگونه که می دانید فقر یکی از علتهای اساسی، بیماری های جسمی، روانی ، رفتارهای مجرمانه و اعتیاد است بنا براین بدون برنامه و حساب نشده جدا شدن، می تواند زن و فرزندان را دچار لطمات جبران ناپذیر نماید. البته شاید این پاسخ مطرح باشد که زنان سرپرست خانواده از حمایتهای دولتی برخوردارند پاسخ این است که حمایت های دولتی کفاف یک زندگی راحت و بدون دغدغه را برای فرزندان و زن فراهم نمی دهد و بخش زیادی از پولی که زنان ضمن طلاق از طریق تقسیم اموال کسب می کنند صرف پرداخت به وکیل و طی مراحل قانونی طلاق و نیز فراهم نمودن یک زندگی دوباره می شود. ۳- مردان خود قربانی هستند و به آنها نباید به چشم یک ظالمی که همیشه گنهکار هستند نگریست در واقع مردان امروز پسر بچه های دیروز هستند که توسط زنان تربیت شده اند وقتی مادر حق بروز خشونت را به فرزند پسر خود می دهد و دختر را از این امر منع می کند در واقع پایه ریز جامعه ای می شود که خشونت، مردانگی به حساب می آید. این زنان خود گاهی قربانی خشونت فرزندان پسر خود می شوند. در ضمن این را در نظر داشته باشیم که مردان فقط شوهران ما نیستند بلکه پدران، برادران و فرزندان ما هم هستند مواظب باشیم برای دفاع از حقوق زن به دامان مرد ستیزی نیفتم. ۴- در دایره خشونت و تعارض، زن و مرد هردو نقش دارند چه در ایجاد اولیه و چه در ادامه آن. چه بسا زنی ناخواسته ممکن است به خشونت دامن بزند و یا با رفتارهای منفعلانه خود باعث ادامه خشونت شود. در هر حال زنان لازم است همچون مردان یادبگیرند که چگونه با پدیده خشونت روبرو شده آن را مهار کنند و نه این که صرفا از آن بگریزند و یا انتقام جویی کنند چون زنی که مهارتهای ابراز وجود ندارد از یک دایره خشونت به دایره دیگری سوق داده می شود. ۵-گاهی اوقات طلاق خود درمان است وقتی روند خشونت و درگیری در خانواده بسیار گسترده است و با هیچ روشی نمی توان آن را مهار کرد چاره ای بجز طلاق نیست در این صورت طلاق به عنوان آخرین راه می تواند هم به زن و هم به بچه ها کمک کند که از آسیب های بیشتر محقوظ بمانند. در کل این که با توجه به مطالب نگاشته شده به خواننده عزیز توصیه می شود بی محابا دست به مداخله در خانواده نزند و سعی کند خانواده مذبور را به یک متخصص با تجربه معرفی کند که ضمن انجام وظیفه دوستی خود با رعایت جوانب احتیاط بهترین یاری را به دوست خود برساند شاد و سربلند باشید