ما داستان زندگیمان را خودمان می نویسیم. محتوای این داستان شامل آن چیزی است که بر ما گذشته و آنچه برما خواهدگذشت. نگارش پیش نویس یا سناریوی زندگی ما از دوران کودکی آغاز شده است. زمانی که ادراکاتمان را براساس یافته هایمان از دنیای درونی و پیرامونی خود به هم بافته ایم و با ترکیب این دو، پرده آخر نمایشنامه زندگی مان که سرنوشت نهایی ما را رقم می زند نگاشته ایم. این سناریو تعیین کننده همه را آنچه می توانیم و آنچه انجام خواهیم داد در برمی گیرد.
شاید کمی عجیب باشد ولی خوب است بدانیم که ما نوشتن سناریوی زندگی را از سن چهارسالگی آغاز کرده ایم و بتدریج تا سن نوجوانی و جوانی ویرایش و نسخه نهایی آن را به اجرا در آورده ایم. این پیش نویس بعد از نگارش به تدریج در عمق ناخودآگاه ما نفوذ کرده وسپس تمام ابعاد زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. پیش نویس زندگی نه تنها تصمیمات ما را تحت تاثیرقرار می دهد بلکه افکار و رفتارهایی که می توانیم ویا هرگز نمی توانیم انجام دهیم را شکل می دهد، تصویر ما از خودمان را می سازد و ما به ندرت می فهمیم که این جنبه های مختلف زندگی ما از کجا آمده است. حتی گاهی از وجودچنین ابعادی در زندگی خود بی خبریم.
شکل گیری پیش نویس زندگی:
بیشترین عوامل تاثیر گذار در پیش نویس زندگی ما والدینمان هستند اعضای، خانواده، معلمین، دوستان و نزدیکان هرکدام به گونه ای در چگونگی نگارش این پیش نویس سهم دارند. بعد از شکل گیری پیش نویس، ما یک عمر به دنبال آن هستیم که بازیگران این سناریو را گرد آورده و نمایشنانه را به اجرا در آوریم. این سلسله روند مارابا مفهوم تاریخچه زندگی خانوادگی بیشتر آشنا می کند و چنین است که می بینیم گاهی گفته می شود خوشبختی یا بدبختی ارثی است این بواقع همان پیش نویس زندگی افراد است که از طریق والدین خوشبخت یا بدبخت در فرزندان شکل می گیرد. پیش نویس همچنین تحت تاثیر فرهنگ، ملیت، مکان جغرافیایی یا سیاسی تحت تاثیر قرار می گیرد. البته نکته قابل توجه این است که همه پیش نویس ها در همه خانواده ها کاملا شبیه به هم نیست ولی در اغلب موارد “تم” اصلی نمایشنامه ها شبیه به هم است. مثلا مادری با نمایشنامه “درمانده” همین داستان را با حس بی کفایتی به را به دختران خود و دختران به فرزندان خود منتقل می کنند و نسلی از زنان، با احساس بی کفایتی ادامه می یابد که رفتارهایی با “تم” شبیه به هم در موقعیتها و زمانهای متفاوت دارند. تم اصلی نمایشنامه هرکسی به طور معنی داری همچنین تحت تاثیر تجربیات فردی قرار می گیرد مثلا واقعه ای مثل سرزنش یا تشویق معلم یا دوستان می تواند پیش نویس ما را تحت تاثیر قرار دهد. وراثت نیز از دیگر عوامل تاثیر گذار در پیش نویس ما است مثلا فردی که قد کوتاهی دارد احتمال این که در پیش نویس خود بازیگری بسکتبال را قرارد دهد خیلی ضعیف است. گاهی برخی نقش ها به دلیل شرایط ارثی از پیش نویس ما به طور کلی حذف می شوند. همچنین پیامهای ساده ای مانند ” من یک بازنده هستم” یا باید جهان را نجات دهم” از عوامل دیگرالهام بخش سناریوی زندگی ما است. نمایشنامه ها در طرز نگارش انواع مختلفی دارند مثلا می توانند خیلی کلی و مبهم باشند و یا با جزییات دقیق نگارش شده باشند. می توانند نیروبخش و تقویت کننده و یا به طور شدیدی محدود کننده و یا پس زننده باشند.
مثالی از یک نمایشنامه:
کودکی که دریک خانواده فقیر متولد شده است ستاره معروفی را در تلوزیون می بیند و می شنود که مادر بزرگش می گوید که تو هم روزی مثل این ستاره می شوی وتوضیح می دهد که بعضی افراد چگونه با دست خالی توانسته اند به تلوزیون راه یابند و بعد معروف شوند. بعد ازاین او به طور مداوم شروع به خیالبافی در مورد ستاره تلوزیون می کند و بازیهای او به سمت ایفای نقش یک ستاره تلوزیون سوق می یابد و دوستانش هم با او همراهی می کنند تا این که رویای او عمیق تر می شود. او اغلب سخت کارمی کند در حالی که گفته های مادر بزرگش را فراموش کرده ولی این گفته ها و خیالبافی ها نمایشنامه او را تحت تاثیر قرار داده او کار داوطلبانه در تلوزیون را دنبال می کند تا این که شغلی در تلوزیون پیدا میکند البته کاری پشت صحنه ولی خوشحال است که به ستاره ها نزدیک شده است. اما در عین حال وقتی شب از کارطاقت فرسای روزانه به آپاتمان کوچکش بر می گردد اندوه او را فرا می گیرد که به آنچه می خواسته نرسیده است. او دایم به این فکر می کند که روزی ستاره خواهد شد و باز به کار سخت خود ادامه می دهد و عمیقا باوردارد که روزی به هدف خود خواهد رسید و تمام انرژی او متمرکز بر این خواسته اوست.
پیش نویس ما:
خواندن قصه های سروده شده به ما کمک کند حسی از جهان داشته باشیم. داستانها در طول زندگی ماجاری هستند در این داستانها ما گاهی با قهرمان داستان و گاهی با دیگر افراد دیگر حاضر در آنها همانند سازی می کنیم. و احساس می کنیم این نقش ها مناسب ما هستند. داستان زندگی خودمان اما، بهترین داستانی است که ما می توانیم جایگاه خود را در آن پیدا کنیم. ما دایم داریم داستان زندگیمان را بازگومی کنیم در بازه آنچه برما رفته است حرف می زنیم ویدیوی درونی مان را دوباره بازی می کنیم و نقش های خوب و بد را به بازیگران دیگر در زندگیمان واگذار می کنیم . ما همچنین داستان از پیش نوشته مان را به آینده فرافکن می کنیم و انتظار رخدادهایی را داریم که خود را برای آن آماده کرده ایم. پشت همه این وقایع خرد و کلان داستانی بزرگ نهفته است که سالها پیش، خودمان آن را نگاشته ایم. این پیش نویس، افکار، رفتارها، باورها و نحوه زیستن ما را شکل می دهد. سناریوی زندگی ما داستانی است که خودمان سراینده آن هستیم و از طریق آن چگونه بودنمان را به اجرا می گذاریم. مثلا اگردر داستان زندگی ما دکتر شدن وجود نداشته باشد هرگز دکتر نخواهیم شد ممکن است حتی آرزوی آن را هم در سر نداشته باشیم. اگر در پیش نویس زندگی ما شکست یا تنهایی و یا توفیق و ثروت باشد در نهایت چنین جایگاهی را برای خود پیدا خواهیم کرد.
ادامه بحث در شماره آینده…